ملا محمد هیدجی می گوید که ..
در امد زندگی ملا هادی سبزواری از یک جفت گاو ویک باغچه بود وتحفه
وهدیه هم از هیچکس قبول نمی کرد .....
در فصل انگور طلبه ها را به باغچه دعوت می کرد ودر عید غدیر هم به
فقرای سادات یک قران ودیگر فقرا نیم قران عیدی می داد ..
ناصرالدین شاه در سبزوار به خانه اش رفت وروی همان حصیر اتاق درس
نشست ...
خود شاه می نویسد ..
گفتم نهاری بیاورند تا خدمت شما صرف طعامی کرده باشیم ..
حاجی بدون انکه حرکتی کند خادم خود را امر به اوردن ناهار کرد ...
خادم حاجی طبقی چوبین با نمک وچند قاشق وچند قرص نان آورد
وپیش ما گذاشت ..
حاجی با احترام وادب تمام نانها را بوسید وروی پیشانی نهاد وشکر
بسیار از ته دل بجای اورد .
وسپس نانها را خورد کرده ودر کاسه دوغ ریخت ...یک قاشق پیش من
گذاشت ویک قاشق هم خودش برداشت ورو به من گفت :
شاها بخور که نان حلال است ..
از بقیه مطلب بخاطر تطویل کلام در می گذرم
خود باوری ......
ما را در سایت خود باوری ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:24